همیشه نمایشگاه کتاب تهران به عنوان یکی از بزرگترین رویدادهای فرهنگی کشور مطرح بوده و البته کماکان هم هست! اما شاید شما هم با من موافق باشید که حال و هوای فضای نمایشگاه کتاب – حداقل در حوزه ادبیات – راکد و تا حدودی غم انگیز است. قصد ندارم که به تحلیل چند و چون و حتی چرایی این مسئله بپردازم ولی طرح یک مسئله هر چند کوتاه در این خصوص را جالب توجه میبینم!
برآمدن موجها و روزآمد شدن مؤلفههای زیبایی شناسی در ساختار و ساز و کارهای زبانی ادبیات هر جامعهای نشان از سرزندگی، پویایی و بالندگی فلسفه، ادبیات، موسیقی، پیکرهتراشی، سینما، تئاتر و بطور کلی هنر، سیاست و حتی جامعهشناسی و روانشناسی اجتماعی افراد آن را جامعه دارد چه بسیار مکاتب ادبی که زمینهساز رشد و توسعهی فرهنگی جوامع خود نشدهاند.
دریابندری معتقداست که مترجم فارسی باید فکر و ذکرش زبان فارسی باشد و مدام از متون قدیم و جدید بیاموزد. سال 1368 نجف دریابندری مترجم سرشناس پس از بازگشت از سفری دوساله با مجله آدینه به گفت و گو مینشیند و به بحث پیرامون آثار خودش و دیگر مترجمان و نویسندگان میپردازد. او آن روزها 60 سال داشته و با همان لحن طنز همیشگیاش به بررسی کار نویسندگان و مترجمان میپردازد. این گفت و گو در زمان خودش نقل محافل شد و پس گذشت 22 سال هنوز هم بحث برانگیز است.
یکی دارد دربارهی شما "تحقیق" میکند. یکی دارد شما را میخواند. نگران نباشید. غبار نرم ِ تاریختان را دوست دارد او. دارد کنارش میزند. دارد بویاش میکند و به سینهاش میکشد. مثل بچه گربهی شکمسیری که دنبال یک چیز تازه است، دارد دور و برتان میپلکد. نترسید و نترسانیدش. بیخیالاش شوید تا نزدیکترتان بیاید. شما که صدها سال آن آتش یاغی را زیر خاکستر قلبهایتان نهان و در امان داشتهاید تحمل این یک اخگرک ِ بادپیما را هم... ادامه مطلب...
این کتاب، داستان چیزی بیش از یک آدم ربایی ساده است. روایتی است از دورانی که بر مردم کلمیبا گذشته است. در اوائل آخرین دههی قرن بیستم. ینی دوران حاکمیت باندهای مواد مخدر بر زندگی مردم آن خطه از جهان.... ادامه مطلب...