فضای نقد ادبی در کشور نیاز به تلنگر دارد

گفتگو با دکتر امامی رئیس انجمن علمی نقد ادبی ایران

*آقای دکتر امامی تاسیس رشته نقد ادبی در دانشگاه های کشور و وجوه تمایزی که در حضور این رشته می تواند در بصیرت جمعی نسبت به ادبیات ایجاد نماید چیست و آیا ضرورت آن در این زمان محسوس است؟

_در حال حاضر تقریبا در قالب شاخه های مرتبط با مطالعه و متون ادبیات فارسی نگاهی که وجود دارد یک نگاه عام است و پرداخت ما به این حوزه اغلب یک پرداخت عمومی است لذا با دایر شدن دوره کارشناسی نقد ادبی موفق می شویم افرادی را داشته باشیم که این افراد اختصاصا در حوزه نقد ادبی کار کرده اند و می توانند کلاس های مربوط به نقد ادبی را اداره کرده و مقالات و آثارشان را طرح کنند؛ این افراد  نقد ادبی را با یک نگاه علمی و آکادمیک می بینند چون در حال حاضر مفهوم نقدادبی برای علاقه مندان به نقد ادبی، دانشجویان و دست اندرکاران آن چندان روشن نیست و یک مفهوم کلی و هیولایی در ذهن متصورند، لذا با دایر شدن این رشته افرادی اختصاصا با نقد ادبی در ارتباط خواهند بود و مطالعات مربوط به جنبه های نظری و عملی نقد را در میراث  کهن و متون جدید ادبیات فارسی به صورت علمی و سنجیده تری انجام خواهند داد.

Image

 

*چه دشواری هایی در این راه وجود دارد؟ نمای کلی  فضای نقد ادبی در شرایط کنونی چگونه است؟

_  نقد ادبی در ایران هنوز بومی سازی نشده است؛ یعنی در واقع مفاهیم نقد ادبی  چندان که باید با حفظ اصالت و اهمیت ساده سازی نشده است و معمولا جعل مفاهیم و تعبیرات در حوزه نقد ادبی را شاهد هستیم که با حقیقت نقد ادبی ارتباطی ندارد در نتیجه با دایر شدن این رشته ما می توانیم به تصحیح دریافتی که از نقد ادبی قابل تصور است کمک کنیم؛ نکته بعدی این است که نقد ادبی ما دچار ترجمه زدگی شده است وقتی رشته دانشگاهی نقد ادبی دایر شود ما می توانیم در حوزه نقد ادبی با بهره گرفتن از آثار نویسندگان و منتقدان به تولید اثر در این حوزه بپردازیم اما اساسا حاصل و برون داد رشته های آکادمیک در همه زمینه ها تولید علم در آن رشته است که طبیعتا چنین حرکتی می تواند مفید باشد؛ از دیگر سو  ما همینک حتی اگر بسیار مصمم  باشیم نمی توانیم در دانشگاه ها کلاس تک درس نقد ادبی برای استفاده عموم دایر کنیم چون در این بخش متخصصان و خبرگان کافی نداریم و لذا با تاسیس این رشته بسیاری از علاقه مندان به همین ترتیب در موسسات می توانند کلاس های تک درس نقد ادبی دایر کنند، به علاوه دشواری دیگر این است که بسیاری نمی توانند میان نظریه  و نقد نظری با نقد عملی تفاوت قائل شوند؛ زیرا از نظر درک، تمایز این دو را به درستی نمی توانند دریابند و پرداخت های نادرست را نقد تلقی می کنند در حالیکه تحصیل کردگان این رشته می توانند این نگاه را اصلاح کنند .من فکر می کنم اگر این رشته دایر شود و از همکاری انجمن نقد ادبی بهره مند شود و انجمنی چنین پویا و فعال را پشتوانه خود داشته باشد دانشگاه هایی که قابلیت این رشته را برای دایر کردن دارند اگر به تاسیس این رشته مبادرت ورزند، قدم مبارک و مفیدی خواهد بود.

 

*آیا ظرفیت های شناختی جامعه ما مخصوصا در بین دانشگاهیان به حدی رسیده است که بتوانند تاسیس رشته نقد ادبی  را به عنوان گرایشی مشتقل بپذیرند؟ در صورت تاسیس،  استقبال در بین دانشجویان به چه اندازه خواهد بود و آیا زمینه های مساعدی برای آن فراهم است یا خیر؟

_یک بحث نظری تقریبا پیچیده در حوزه آموزش عالی و مدیریت آن و تاسیس رشته در آن در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری وجود دارد که آیا واقعا ظرفیت های موجود در این رشته آماده است و آیا برنامه ریزی های لازم انجام شده است! من تصور می کنم اگر برای نمونه یک دانشگاه برای اولین بار ثبت نام دانشگاهی کارشناسی ارشد نقد ادبی را آغاز کند و افراد این رشته بتوانند آثار، مقالات و تولیداتشان را نشان داده دهند ظرفیت ها فراهم می شود چراکه فعالیت 40 سال آموزش عالی گواه این نکته است که ما در ایران بسیاری رشته ها را دایر کردیم در حالیکه ظرفیت های لازم یا برای جامعه مهیا نبود یا شناخته شده نبوده است اما به تدریج این رشته ها توانستند ضرورت و بایستگی خود را نشان دهند لذا ما نمی توانیم انکار کنیم که خیل علاقه مندان به نقد ادبی در جامعه ما بی شمار و زیاد است اما خیل عظیم به صورت و درست و دقیق با نقد آشنایی ندارند لذا این ظرفیت و آمادگی ذهنی اگر حتی در مراحل بسیار ابتدایی خود باشد با نشان داده شدن فعالیت های چنین رشته ای و دانش آموختگانش طبعا می تواند حضورش را در جامعه محسوس تر و مبسوط تر کند و علاقه مندی دو طرفه نسبت به این حوزه ایجاد نماید، ما حتما نباید منتظر باشیم که ببنیم زمینه های ایجاد یک رشته  در میان مردم و جامعه مساعد است یا نه، باید آن رشته را دایر کنیم تا در میان مردم جایگاه خود را تثبیت کند و وقتی این رشته ضرورت، ثمرات و بهره دهی  خود را نشان داد می تواند قابل گسترش باشد چندانکه برخی رشته ها تنها در یک یا دو دانشگاه وجود دارند اما چون قابلیت های خود را نشان داده اند حالت فزایندگی دارند لذا ما به صورت نظری بر اساس تجربه خود می گوییم که باید کار را شروع کنیم و قطعا در آینده خیل علاقه مندان به آن روی خواهند آورد.

 

*با توجه به اینکه رشته نقد ادبی پیشینه آکادمیک ندارد در صورت تاسیس آیا منابع درسی کافی برای آن وجود خواهد داشت یا باید نخست منابع تدوین شوند و هماهنگی از لحاظ مواد درسی با وزارت علوم انجام شود؟

_پرسش سنجیده ایست؛ چراکه ما خیلی از رشته ها را بر اساس مواد درسی موجود و آثار عمومی دایر کردیم و بعد نیاز به تالیف و تدوین دیگر آثار را به تدریج متوجه شدیم و برای تهیه این آثار حرکت کردیم، لذا من فکر می کنم در این چند دهه اخیر در حوزه نقد ادبی آثار خوبی ترجمه و تالیف شده است که لزوما این آثار نباید در حوزه های دانشگاهی تالیف شده باشند بلکه بیرون از این حوزه ها تالیف شده اند اما ما می توانیم کار را بر اساس منابع موجود شروع کنیم و در کنار آن مواد درسی را به تدریج گسترش بدهیم چندانکه این رویه در بسیاری از رشته ها معمول بوده است و بسیاری رشته ها در علوم پایه و رشته های تخصصی دایر شدند که منابع و متونشان از تعداد انگششتان یک دست کمتر بود و به تریج ترجمه ها، تالیف ها و تحقیق هایی صورت گرفت وآثاری به وجود آمدند و مواد لازم برایشان فراهم شد.

 

*آیا همین تعداد منابع برای شروع تاسیس این رشته کفایت می کند؟

_من تصور می کنم آنچه از منابع نقد ادبی در دست داریم فعلا کفایت می کند، کافی است نگاهی به کتابشناسی آثاری که در زمینه نقد وجود دارد  بیاندازیم تا با یک ارزیابی اجمالی متوجه بشویم که مواد لازم برای این رشته موجود است حال تفکیک آنها وظیفه گروه های تخصصیاست که  بیایند این منابع را به عنوان منابع درسی یا جنبی ارزیابی و معرفی نمایند و آثار درسی و کمک درسی و منابع جمعی را شناسایی کنند؛ یعنی در واقع ما منابع و متون را نقادی کنیم و با یک نگاه علمی و تخصصی فارق از هر دغدغه حاشیه ای انتخاب کنیم و به تدریج البته به سمت و سوی تکمیل منابع پیش برویم.

*آقای دکتر امامی آیا انجمن علمی نقد ادبی ایران تا کنون بسته پیشنهادی یا طرح تاسیس رشته نقد ادبی را به وزارت علوم داده است؟

_انجمن نقد ادبی موکدا به وزارت علوم پیشنهاد کرده است که دوره های کارشناسی نقد ادبی در دانشگاه ها دایر شود.طبیعتا دایر شدن رشته در دانشگاه ها در حوزه اختیارات انجمن نقد ابی نیست و انجمن صرفا  پیشنهاد دهنده است و لی قول همکاری و حمایت می دهد و این رشته ها طبیعتا بعد از اینکه دایر شد و نیازهای آن مشخص شد انجمن نقد ادبی در حد توان خود و بیشتر از توانش آماده است که نهایت همکاری را داشته باشد و این رشته طبیعتا باید متکی به انجمن نقد ادبی ایران باشد.

 

*در خاتمه اگر نکته خاصی مد نظرتان است که می تواند راهگشای مسائل فعلی حوزه نقد ادبی باشد مطرح نمایید.

_من بسیار علاقه مندم که نقد ادبی ساده سازی و بومی سازی شود و از ترجمه زدگی خارج شود و تقاضای من این است که افرادی که با خوانده های ناقص خود و بعضا درک ناردرست یا درکی که چندان دقیق نیست از نقد ادبی و باعث روندگی از نقد ادبی و کج فهمی آن می شوند پشتوانه علمی خود را تقویت کنند .

ما در ماه با مقالات متعددی روبه رومی شویم که همه آنها ظاهرا در حوزه نقد ادبی نوشته شده اند و نقدهای موردی در ارتباط با متون قدیم و جدید ، اما این آثار را نمی شود نقد ادبی به حساب آورد چون به هر حال نقد عملی مبتنی بر نقد نظری است و هر مفهوم نظری دارای یک مفهوم مشخص و علمی هست لذا ما مواجه می شویم با اینکه برخی یک اثر ادبی را که می بینند فورا یک مقاله در ارتباط با آن می نویسند و مهر رویکردهای نقدادبی به آن می زنند، این مسئله باعث نوعی نزول ارزش و ضد ارزش در نقد ادبی است و عدم رغبت به نقد ادبی اصیل را منجرخواهد شد که من واقعا توصیه می کنم  که علاقه مندان پرهیز کنند به صرف اینکه می خواهند اثری در حوزه نقد ادبی بنویسند باعث فعالیت غیر دقیق و ناکامل شوند و ضروری است نخست  پشتوانه علمی لازم را فراهم کنند و بعد دست به نقد بزنند  و هر مقاله موردی کم پایه را به عنوان نقد منتشر نکنند.


ارسال نظر