نقدی بر من و نازی !

ناصر دولت شاه

آسمان ، وحی را به بشر هدیه داد و بشر شعر را به آسمان ، واژه هایی که دست سود همه انسانهای عادی است ، آنگاه که بر زبان شاعر جاری می شوند روح غیر عادی به خود می گیرند ، در واقع شعر استعمال غیر معمول واژگان است ، از اینرو زبان شاعر با زبان مجانین شباهتهای فراوانی دارد ، می توان ادعا کرد که شاعر زبانپریش است ، استعاره بیان غیر عادی زبان است . در تاریخچه ادبیات ، هر شاعری که بیشتر توانسته هنجارستیزی کند ، نامدارتر و صاحب سبک است . در این مقاله برآنیم که زبان شاعری حسین پناهی ، شاعر وهنرمند فقید معاصر را به نقد بکشانیم ، پیش از هر چیز ذکر چند نکته لازم است :
اول اینکه ، نقد نه تعریف و تمجید است و نه انتقاد محض ، بلکه ترازوی منصفانه سنجش یک اثر هنری است ، ثانیاً هدف از نقد باید نقد اثر باشد نه نقد موثر ، دیگر اینکه نقد باید دارای رویکردی باشد و معیاری . و ما در اینجا در حد توان سعی خواهیم کرد با اعتنا به این نکات ، مجموعه « من و نازی »

 این شاعر معاصر را با رویکرد زبان شناسی مورد نقد و بررسی قرار دهیم . بررسی زبان «من و نازی » بدون توجه به باورها و تفکرات سراینده آن امکانپذیرنیست ، اولین مساله ای که در این راستا جلب توجه می کند ، لحن شاعر است . تقریباً در تمام قطعه های این مجموعه لحنی کودکانه و صمیمی حکمفرماست . در قطعه « گفتگوی من و نازی زیر چتر» این لحن صمیمی کاملاً مشهود است ،

« بیا زیر چتر من که بارون خیست نکنه ، می گم که خیلی قشنگه که بشر تونسته آتیشو کشف بکنه و قشنگتر اینکه یاد گرفته گوجه را تو تابه ها سرخ کنه و بعد بخوره راسی راسی ؟ اگه گوجه یه روزی تو هیچ کجا پیدا نشه اون وقت بشر چیکار کنه ؟ » تقریباً می توان گفت تمام پاسخها و گفته های نازی از این لحن بهره برده ، شاید دلیل این امر را بتوان در روانشناسی من و نازی جستجو کرد ، در واقع نازی کسی نیست جزمکمل زنانه کودکانه شاعر . در مجموعه من و نازی اصرار زیاد شاعر به بازگشت به دوران کودکی ، یکی دیگر از عوامل این لحن در آثار اوست « من می خوام برگردم به کودکی » .


مقدمه شاعربر این مجموعه نیز تاییدی است بر این مدعا ، شاید بتوان بارزترین ویژگی سبکی این مجموعه را همین لحن کودکانه دانست . شاعر تمایل دارد به جای پاسخ منطقی و بزرگسالانه سوالاتی فلسفی نظیر : ما چرا می فهمیم ؟ ما چرا می بینیم ؟ ما چرا می پرسیم ؟ پاسخی شاعرانه و کودکانه انتخاب کند . به عنوان مثال ، شاعر در پاسخ این سئوال که ما چرا می بینیم ؟ از زبان نازی مکمل زنانه روح کودکی خویش ، اینگونه کودکانه و به سادگی پاسخ می دهد و فلسفه دیدن را اینچنین بیان می کند « می بینه … که مگس به جای قند ، نشینه رو منقار شونه به سر ، گاو به جای گوساله اش کره خرو لیس نزنه » شاید اگر بنا بود یک فیلسوف به این سئوال پاسخ دهد فلسفه دیدن را شناخت می دانست . می بینیم که این روح کودکانه پاسخی مبتنی برمصداق برای این سئوال ذکر می کند . همانطور که می دانیم کودکان عمد تاً به جای پرداختن به مفاهیم به مصادیق می پردازند .

نکته دیگر در مورد زبان من و نازی هنجارگریزی این زبان است هنجار گریزی در کلام شاعران بزرگ یک ویژگی زیبایی شناسی است اما در اشعار حسین پناهی یک ضرورت روانشناختی است ، در واقع نرم زبانی در آثار ادبی بر اساس زبان رایج است که عمدتاً مربوط به سنین میانسالی به بالاست . یعنی معیار هنجار گریزی زبان رسمی است که زبان بزرگسالان است . به عنوان مثال آنگاه که سهراب سپهری می گوید « من وضو با تپش پنجره ها می گیرم » ما هنجار گریزی زبان سهراب را در مقایسه با زبان بزرگسالان می سنجیم . اما در اشعار حسین پناهی لازمه این روح کودکانه ، همین زبان کودکانه است . چرا که منتقد بزرگسال نمی تواند خروج از نرم زبان کودکان را یک ویژگی هنری بداند و ماحصل اینکه هنجارگریزی زبان پناهی از آنروست که اشعاراو ، از زبان کودکی اوست .

نکته دیگر پیرامون زبان حسین پناهی در این مجموعه آشنایی زدایی است ، آشنایی زدایی آنست که شاعر ، سیر طبیعی و مورد انتظار مخاطب را به نحو هنرمندانه و غیر منتظره تغییر دهد .
«جز هاپ و هوپ سگ صدایی طلوع نمی کند » و « پنجره را ببند و بیا تا بمیریم عزیزم » و … در مورد اول آنجه مورد اننظار مخاطب است « به گوش نمی رسد » است نه « طلوع نمی کند » در مورد دوم « بیا تا بخوابیم » مورد انتظار است نه « بیا تا بمیریم » .

مساله دیگر در مورد زبان مجموعه من و نازی اینست که ، آوردن کلمات مخصوص قرن بیستم معمولاً از فخامت و زیبایی آثار ادبی می کاهد اما در این مجموعه این گونه کلمات موجب تنافر واژگانی کلام نشده « رنج یعنی خورشید ، اگه خیلی دلخوری از اغراق رنج یعنی فانوس ، رنج یعنی امکان ، یعنی خانه ، یعنی شربت و قرص و دوا ، رنج یعنی یخچال ، رنج یعنی ماشین ، سنگ چخماق بهتره یا کبریت ، پیه سوز روشنتره یا چلچراغ ؟ تلفن راحت تره یا فریاد ؟ »

نکته دیگر ، بهره گیری شاعر از ضرب المثلها ، کنایه ها ، تعبیرات عامیانه در اشعار این مجموعه است : « روز نو ، روزی نو ، راه نو گیوه نو؟ » « افاده ها طبق طبق سگا به دورش وق و وق » . یکی دیگراز نکاتی که می توان پیرامون زبان من و نازی به عنوان یک ویژگی بارز نام برد: طنز موجود در زبان من ونازی است . در واقع این ویژگی در خدمت تفکر پناهی است

« شاعر باید مثل ماشینهای آتشنشانی ، در گرگ و میش صبح ، درختهای حاشیه خیابانهای زندگی را بشوید . سر بر زانوی اسکلت داغ نیچه دراز می کشم تا به معجزه T.M معضل شام را از یاد ببرم ، ساندویچها ، قوم و خویشهای
حماسه اند که در سکوت مجلس ، صحبت های احمقانه می کنند و می خندند ، با آن جورابهای ابلهانه شان و چایی ها مزه زیر پیراهن اعراب می دهند و . … » .

شاید اگر ناچار باشیم مهمترین ویژه گیهای زبان من و نازی را نام ببریم ، از کودکانه بودن و طنز گونه بودن این زبان باید یاد کنیم . طنز موجود در زبان من و نازی نه برای لودکی است و نه خنداندن مخاطب ، بلکه ویژگی زبان کودکانه پناهی است . همانگونه که آدمی از شنیدن جملات ساده کودکان تبسم بر گونه هایش می نشیند ، مخاطب اشعار پناهی نیز به خاطر همان روح کودکانه موجود در این اشعار متبسم می شود .

و دیگر ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که روح ایلیاتی شاعر ، سادگی و صمیمیت اوزیبایی خاصی به من و نازی بخشیده است وعلاوه بر آن باعث ورود برخی واژه های ایل در زبان شاعر شده « کلگ می خوردیم و پا برهنه می دویدیم » و همچنین برخی ابیات به زبان ایل « رفتم و وارت دیدم چل وارت چل وار کهنت و برد سی نهارت » در پایان بدون اغراق اعتراف می کنم که بررسی منتقدانه زبان این هنرمند برجسته و بررسی سبک شناسی آن واقعاً بسیار فراتر از آنست که بتوان در یک مقاله مختصر به آن پرداخت بلکه واقعاً ایندو می تواند موضوع یک پایان نامه باشد ، علاوه بر آن باید عرض کنم که واقعاً ویژگی های سبکی موجود در این اشعار نشان دهنده این نکته است که ، پناهی دارای یک سبک شخصی است . ان شاء الله تحقیقات بعدی دانشمندان سبک شناسی و زبان شناسی بتوانند همه ویژگیهای زبانی و سبکی این شاعر بزرگ را استخراج کنند و آنطور که شایسته است این اثر گرانقدر به ایرانیان و بلکه جهانیان معرفی شود.
از خوانندگان این سطور انتظار دارم نقصانها و کمبودهای این مقاله را به کمال خود ببخشاید و حقیر را از نظرات صائب خود در این باب محروم نکند .


ارسال نظر