تفاوت های فراداستان پست مدرن وفراداستان کلمه محور

نیلوفر مسیح

 
غالب بر یک  دهه است که در روزنامه ها  و جراید سخن از ژانرهای ادبی نوینی چون “فرا شعر و فرا داستان کلمه محور “در میان است که با هدف “بازگشتی آوانگارد به اصالتی فرارو”، معرفتمندانه  در پی رسیدن به حقیقت “کلمه”بر آمده اند  یعنی فرارَوی از جنسیت های واسطه شده ی “شعر” و “داستان “به اصالت اصیل و مقدس “کلمه”. اما متاسفانه  آثاری که در این حیطه با عنوان  ”فرا داستان “به چاپ و نشر رسیده اند گاه با بی مهری تمام  و گاه با لحن توهین آمیز بدون تحقیق و تدقیق، این واژه را که جز در اشتراک لفظی بودن با “فرا داستان پست مدرن “هیچ سنخیتی ندارد، با آن یکی دانسته و آثار عریان نویسان این حیطه را شبه پست مدرنیستی و حتا پست مدرن تلقی می کنند و گاهی هم شعر! اما بنده به عنوان یکی از شاگردان مستقیم  جناب استاد “آرش آذرپیک” اذعان می دارم که از “فرا داستان کلمه محور “در مکتب ادبی اصالت کلمه تا “فراداستان روایت محور” پست مدرنیستی تفاوت و تمایز بسیار هست و پسندیده تر آن که این فاصله و تفاوت را در تعریف این دو ژانر به واشکافی بنشینیم.

از نظرگاه ما “فرا داستان کلمه محور “متنی ست که در ضمن استفاده از تمام پتانسیل های بالفعل شریعت داستان با عنایت به اصل مکان و زمان خود، از جنسیت داستان  در جهت کلمه محور شدن  و خروج از بعدگرایی  به سمت دیگر پتانسیل های “کلمه” یعنی “شریعت شعریت”فرارَوی می کند  تا با هم افزایی  این دو و استفاده ی خلاقانه از تمام پتانسیل های بالقوه و بالفعل  به متنی “کلمه محور “برسد. در واقع  داستان خود یک نوع آشنایی زدایی از واقعیت های رئال  به کمک تخیل و تفکر عمیق است  اما فراداستان با رویکردی نوین و محور قرار دادن ساحت “کلمه”به دنبال آشنایی زدایی از خود داستان و تمام  پتانسیل های آن است. اما “فراداستان  پست مدرن ” از نظر “ویلیام گیس” داستانی در مورد یک داستان است  که در آن راوی در مورد خود داستان و تکنیکهای مورد استفاده در آن اظهار نظر می کند تا خواننده را متوجه تصنعی بودن آن کند .هر چند ما در اینجا قصد تخریب، رد و یا تکذ یب ژانر بزرگی به نام فرا داستان پست مدرن را که بنا بر نیاز اجتماع و گذر از مدرنیسم به وجود آمده نداریم  اما با توجه به کژاندیشی های جمعی از ناعالمان به اصطلاح ادب دوست که فراداستان “کلمه محور “را پست مدرنیستی یا ریشه گرفته از پست مدرنیسم می دانند باید اذعان داشت که ما تمایزات اساسی بین این دو ژانر را در چند پارادایم به واشکافی  نشسته ایم تا اذهان یک جانبه نگر و محدود گرایی که به قاضی نرفته حکم ادبی صادر می کنند قدری عالمانه تر بیاندیشند.
 
۱_بزرگ ترین و اصلی ترین تفاوت فراداستان پست مدرن با فراداستان “کلمه محور “در این است که فراداستان پست مدرن دنیای بزرگ اما محدود وتعریف شده ی الهه ی داستان را مقصد خود قرار داده  در حالی که مقصد و مقصود فراداستان “کلمه محور “رسیدن به ژرفنای اقیانوس بی پایان کلمه است تا با ارتباط بی واسطه با سطوح تشکیل دهنده ی کلمه از آشکارترین لایه های ماهیتی آن یعنی شعر و داستان گرفته تا درونی ترین اجزاء جوهری تشکیل دهنده ی آن یعنی جوهره های معنایی، گفتاری، نوشتاری، ماهیت های پنهان و بالقوه ی آن را از ذات بسیط کلمه کشف و پدیدار کند. لاجرم چنین ارتباط بی واسطه ای چیزی جز متجلی شدن ماهیت های بالقوه از ذات کلمه را در پی نخواهد داشت، بنابراین فراداستان کلمه محور طی یک فرایند شناخت شناسی و حرکت بسیط  و همه جانبه در متن  به وجود می آید نه فقط یک یا چند بعد مشخص ومتمایز .
 
۲_بر خلاف فراداستان پست مدرن که با ارائه ی طرح های پیچیده و ایجاد معما در داستان ها، چند وجهی بودن حقیقت در عالم واقع و به طور کلی نسبیت همه چیز را اعلام می کنند و حقیقت را بسته به زمان و مکان متغیر می دانند ژانر فراداستان کلمه محور سعی دارد تا با فرارَوی از سطح بازی های زبانی گوناگون در متن، روح حقیقت را در جان کلمه بدمد زیرا حقیقت در یک  فراداستان کلمه محور بسته به زمان و مکان متغیر نیست و دارای دو بُعد هم افزاست: الف) بُعد ثابت حقیقت عمیق. ب) بُعد متغیر حقیقت عمیق؛ که متاسفانه مطلق گراها بُعد ثابت آن را هدف قرار داده و متن را دارای یک یا چند معنای محدود می دانند و نسبی گراها بُعد متغیرش را هدف پنداشته و اصلا قائل به قطعیت معنا در متن نیستند. این در حالی است که از دیدگاه جناب استاد”آرش آذرپیک”  در یک متن کلمه گرا ابعاد متغیر حقایق عمیق با حفظ بُعد ثابت در متن ظاهر می شوند.
 
۳_در یک فرا داستان “کلمه محور “هیچگاه یک روایت از چند بُعد مورد بررسی قرار نمی گیرد بلکه حرکت  در یک روایت رو به جلو و متن، حاصل گفتمان هایی ست که به صورت ناهمزمان  در دل روایت صورت می گیرد یعنی حرکت فضا ،دیالوگ ها و در کل ساختار متن به گونه ای است که ابتدا یکی و سپس دیگری از پی آن می آید -به ترتیب، ناهمزمان و مرتب-. در واقع متن کلمه گرا یک متن “مولتی فونیک “است بر خلاف فرا داستان پست مدرن که معمولا حاصل صداهایی ست که به صورت هم زمان و غیر گفتمانی در متن اتفاق می افتد و به عبارتی دیگر “پلی فونیک”می باشد.
 
۴_همان طور که گفته شد یک فرا داستان پست مدرن درست میان منطقه ی داستان و نقد قرار دارد و این چنین متنی حاصل ضمیر خودآگاه مستحکمی است که از خود آگاهی پر مفهومی درباره ی خود داستان صحبت به میان می آورد که در واقع متن، تلفیقی است از داستان و نقد که چهره معقولی را از راوی داستان و منتقدی که در متن حضور دارد به صورتی برجسته ارائه می دهد اما یک فرا داستان کلمه محور از هم افزایی لایه های شعوری هولوگرام گونه تناروح ما یعنی شعور خودآگاه فردی وجمعی، شعور ناخودآگاه فردی و جمعی، شعور دگرآگاه و… که خود تشکیل فراآگاه انسانی را می دهد به وجود آمده است. یک فراداستان کلمه محور با محوریت تعقل عمیق ،تخیل عمیق و عشق وافر به حقیقت عمیق در دایره شعوری برای ادبیت بیشتر از تمام پتانسیل های کلمه با آگاهی و هوشیاری کامل استفاده می کند نه از یک یا چند پتانسیل محدود. پس هیچ گاه یک فراداستان عریان مجموع شعر به علاوه ی داستان نیست بلکه فقط یک طریقت ادبی است که از هم افزایی ابعاد مختلف کلمه، از داستان محوری به سمت کلمه محوری در یک فرایند شناخت شناسی فرارَوی کرده است. در نهایت این که  برخلاف فراداستان پست مدرن  یک فراداستان کلمه محور هیچ گاه مقصد یک عریان نویس نیست زیرا اگر هدف واقع شود، تا سطح یک جنسیت ادبی ساده افول خواهد کرد.
 
۵_ از دیگر خصوصیات فراداستانهای  پست مدرن، تناقض ،جا به جایی، عدم انسجام و اختلال در زمان و مکان کاراکترها و متن است. حضور قهرمانان دو جنسیتی که گاه مذکرند و گاه مونث، جابه جایی صفحات کتاب یا حوادث متن  همه و همه از علل قاعده گریزی و قاعده شکنی یک فراداستان پست مدرن است  که ما را بر آن می دارد قدری موشکافانه تر فرا داستان “کلمه محور” را واشکافی کنیم، آن چنان که بر خلاف قهرمانان دو جنسیتی فرا داستان پست مدرن، فراداستان کلمه محور هیچ گریزی از جنسیت کاراکترها، چه زن و چه مرد ندارد. چرا که یک متن عریان ارائه دهنده ی “جنس سوم” یعنی همان انسانیت متعالی  شکل گرفته بر پی و ریشه زنانگی یا مردانگی است که از جنسیت های به روزمرگی وروزمره گی رسیده ی”زن” و “مرد” فرارَوی کرده و با قرار گرفتن در طریقت های “فرازن” یا “فرامرد” با کسب ماهیت های متعالی کلمه محور به دنبال انسانیت متعالی است. نکته ی دیگر این که ساختار هولوگرام گونه ی کلمه که دارای چهار بُعد طول، عرض، ارتفاع و زمان است هستی را زمانمند ومکانمند می بیند. بنابراین یک متن کلمه محور الزاما در بطن زمان و مکان به خصوصی اتفاق می افتد.
 
۶_با توجه به بند “۵″کلیت یک فراداستان کلمه محور، حاصل هم افزایی اجزاء تشکیل دهنده ی آن است که حرکت متن در آن بنا بر یک فرایند گشتالتی، بسیط و همه جانبه می باشد بنابراین هیچ گاه نمی توان قسمتی از متن را جدا کرد یا آن را به دیگر قسمتهای متن انتقال داد زیرا هر یک از عناصر وجودمدارانه در ساختار متن خود را به گونه ای جانمایی کرده اند که از لحاظ فضا،زمان، مکان، فرم، محتوا و…”به ،به گزین ترین صورت ممکن، کلیت متن را از خود فراهم آورده اند. چنان چه در یک متن کلمه محور، انسجام و هماهنگی اجزا به گونه ای است که حتا نمی توان از سازه های واژه انگاری مانند “علامت سوال ؟”، “علامت تعجب !” ،”ویرگول ، “سه نقطه …” و… در متن چشم پوشی یا احیانا آن ها را جا به جا کرد زیرا از نظرگاه ما حتا این سازه های واژه انگار نیز در حیطه ی دایره ی بسیط کلمه واقع شده اند و هریک دالی هستند که بر مدلولی خاص دلالت می کنند. صاحب جوهر و دارای ماهیت هایی اند  که در حافظه ی تاریخی واژگان”جوهره ی معنایی” ثبت و ضبط شده اند و حذف کردن ،جابه جایی و یا نادیده گرفتن آن ها به عنوان سیاهی لشکرهایی در متن توهین مستقیم به موجودیتشان در جامعه ی مدنی واژگان و ساختار یک متن مولتی فونیک است.
 
۷_و بالاخره از نظر جناب استاد “آرش آذرپیک” -تئوریسین این دیدگاه- یک “فراداستان کلمه محور”در درون خویش دارای سه مولفه ی کاملا هم سوست که توامان یک کلیت واحد، منسجم و منحصر به فرد را تشکیل می دهد زیرا این سه در کنار هم می توانند بدون تحمیل جبرگرایانه ی شعریت بر قصویت و نیز هم افزایی مولفه های شعر و داستان، ما را از داستان به سوی فراداستان و سپس با فرارَوی عمیق تر، از فراداستان به سوی متن کلمه گرا و عریان از تمام ایدئولوژی ها و بُعدگرایی های ادبی رهنمون می سازد: الف) عدم قابلیت خلاصه شدن. ب)عدم قابلیت تعریف شدن. ج) غیر قابل به نمایش در آمدن، حتا با پیشرفته ترین جلوه های رایانه ای .
 
چنان چه ملاحظه می کنیم هر سه ی این خصوصیات، نقطه ی عطفی هستند که ما فراداستان پست مدرن را از فراداستان کلمه محور متمایز بدانیم زیرا هر روزه شاهد فیلمنامه ها ونمایشنامه ها یی هستیم که به سبک وسیاق پست مدرن به نمایش در می آیند خلاصه می شوند و یا می توان آن ها را به تعریف نشست.
 
سخن آخر اینکه تمایزات ارائه شده، تنها کلیت هایی هستند در مورد فراداستان کلمه محور و فراداستان پست مدرن. پس مجالی دیگر باید تا اجزاء رابطه ی آن ها و نوع وچگونگی هم افزایی این اجزا را در یک متن کلمه محور به تشریح و واشکافی بنشینیم .


ارسال نظر