جنگ

روایت: فریناز مختاری

 

تاریخ تا به حال مبارزان زیادی را به خود دیده

اما هیچکدامشان شبیه ما نبوده اند

شبیه من که تا پایان قصه را جنگیده ام

و شبیه تو

که هربار لنز دوربینت را چرخانده ای، به سمت فاتحان این جنگ.

بی آنکه بدانی

همیشه کسی در ذهن می ماند که رفته باشد...

دوربینت را کنار بگذار! جنگ به انتها رسیده.

من شهرزادی را می شناسم که هرشب در پایان افسانه ای قدیمی جان می دهد

اما شب که به انتها می رسد

کرسی را کنار می زند، محو می شود در یک تابلوی نقاشی

و پشت لبخند قهرمانی که نگاه مقتدرش را دوخته به دوردست ها، پنهان می شود

در این میان، تاریخ نگاران همیشه عکس ها را مرور کرده اند و نقاشی ها را قاب گرفته اند

اما هیچگاه پی به راز کسی که تا پایان قصه را جنگیده، نبرده اند.

 

 


ارسال نظر