باید صبر می کردیم

روایت: سید محمد مرکبیان

عکس: حدیث باقری

 

باید صبر می کردیم

تا پای آجرها از ایستادن

خسته شود

چراغ ها

پنجره ها

از نور تهی شوند

 

باید صبر می کردیم

این دست های نامرئی

خانه را ویران کنند

کتابخانه را خالی کنند وسط اتاق

ظرف های مادر را هزار ذره، بپاشند برسنگ های سرد آشپزخانه

این دانه های سی سال زندگی را

 

باید می نشستیم و صبر می کردیم

با چشمان باز، چشمان بسته

و صدای ویرانی در حافظه ی ما ضبط می شد

 

باید صبر کرد و دید

بعد از ویرانی سی سال زندگی

چند ساله شده ایم

 

آیا هنوز صدایی از جمجه ای

برمی خیزد

تا بلکه باز خانه ای تازه بسازیم


ارسال نظر