گفتگو با مهراب قاسم‌خانی

گفتگو: سارا کنعانی

 

در آینده نوشتن رمان را تجربه می‌کنم

 

یکی از عادت‌های غلط ما این است که آدم‌ها را صرفا به تجربه‌هایی که از آنان دیده‌ایم محدود می‌کنیم و فضای ذهنی خودمان را در مورد آنان و توانایی‌هایشان بسط نمی‌دهیم. شاید برای مخاطبی که مهراب قاسم‌خانی را همواره به عنوان یک نویسنده طنز تلویزیونی شناخته پذیرفتن این نکته که او چند فیلمنامه درام و جدی هم دارد سخت باشد اما واقعیت این است که این نویسنده، دغدغه‌هایی غیر کمدی را هم در ذهن خود پرورانده و هیچ بعید نیست که روزی یک کتاب رمان از او بخوانیم، هرچند اگر در آن فضا هم شوخ‌طبعی ذاتی خود را حفظ کرده باشد.

آیا برای اینکه فیلمنامه‌نویس موفقی باشیم لزوما باید زمینه داستان‌نویسی داشته باشیم؟

الزاماً نه.  به نظرم تفاوت های تکنیکی خیلی زیادی وجود دارد بین فضای فیلمنامه و داستان نویسی و شاید یک فیلمنامه نویس خوب، داستان نویس متوسطی بشود و برعکس.

 

یک نویسنده خوب (در هر شاخه‌ای، کتاب یا تلویزیون یا سینما) از نگاه شما چه ویژگی‌هایی دارد؟

نویسنده خوب به نظر من گذشته از مهارت های تکنیکی و فنی، باید مطالعه داشته باشد، باید شاخک‌های حساسی نسبت به پیرامونش داشته باشد، باید آگاهی کافی در زمینه روانشناسی و جامعه شناسی داشته باشد، باید در جریان مسائل و اخبار روز باشد، باید توانایی شکستن چارچوب ها را داشته باشد و همینطور نسبت به لایه های زیرین مسائل و اتفاقات آگاهی یا تحلیل داشته باشد. باید جزئیات و حواشی را ببیند و قدرت تصویر کردن و ملموس کردن فضا را برای مخاطبش داشته باشد.

چرا آثار نویسندگان ایرانی کمتر به زبان‌های دیگر ترجمه می‌شود؟ آیا نویسندگان ما جهان شمول فکر نمی‌کنند؟

برنامه ریزی فرهنگی و تبلیغاتی ما از ابتدا بر اساس فراگیر شدن در سطح جهانی طراحی نشده و این نکته را می‌توانیم در سینما یا موسیقی ایران هم ببینیم. در نتیجه این نگاه در تولید کننده و آفریننده آثار هم شکل گرفته که قرار است فقط برای مخاطب بومی خلق کند. همینطور شرایط سیاسی ما در جهان تا حدودی باعث قطع ارتباط فرهنگی شده و فضای اجتماعی ایزوله ای را ایجاد کرده که باعث شده هنرمند شناخت کمتری نسبت به ذائقه فرهنگی جهانی داشته باشد. به نظر من برای رسیدن به بازار های جهانی این نیاز وجود دارد که برنامه‌ریزی فرهنگی در سطح کلان صورت بگیرد.

خود شما چرا در فکر چاپ کتاب نیستید؟ مثلا هیچ وقت به این فکر نیفتاده‌اید که فیلمنامه‌های‌تان را چاپ کنید؟

هنوز تصمیمی برای نوشتن کتاب ندارم چون احساس می‌کنم هنوز در زمینه فیلمنامه به تجربیات و اهدافی که مورد نظرم بود نرسیدم. قطعاً احتمال دارد که در آینده نوشتن رمان یا داستان های کوتاه را هم تجربه کنم ولی نه به این زودی. در ضمن همانطور که گفتم الزاماً تجربه زیاد در فیلمنامه نویسی به این معنی نیست که در نویسندگی هم مهارت های کافی را دارم یا می‌توانم به موفقیت برسم و ترجیح میدهم روزی این کار را انجام بدهم که به اعتماد به نفس کافی رسیده باشم. در مورد چاپ فیلمنامه ها هم یرنامه ای ندارم. شاید کسان دیگری باید پیگیر این مسائل باشند.

آیا شما هم با دیدن فیلم‌هایی که از روی کتاب‌های معروف ساخته شده‌اند توی ذوق‌تان می‌خورد؟

بله اکثراً فیلم هایی که از روی کتاب ساخته می‌شوند از سطح انتظار پایین تر هستند و تاثیر گذاری کتاب را ندارند. مشکل هم معمولاً همان تفاوت تکنیکی است. شما در کتاب فرصت دارید که برای ایجاد حس و فضای مورد نظرتان در مخاطب، تمام جزئیات را توصیف کنید ولی محدودیت زمانی در سینما باعث می‌شود که این جزئیات مهم حذف شوند. علاوه بر این شما در کتاب واژه را در اختیار مخاطب قرار می‌دهید و اجازه می‌دهید او تصاویر ذهنی شخصی خودش را از فضای شما بسازد که وقتی آن کتاب یا تصاویر ذهنی یک فیلمساز تصویر می‌شود قطعاً با تصویر ذهنی مخاطبی که کتاب را خوانده تفاوت های زیادی دارد و توی ذوقش می‌خورد.

جوایز ادبی تا چه حد می‌توانند برای جامعه ادبی مفید باشند؟ نفس مسابقه گذاشتن را تایید می‌کنید؟

من اعتقاد ندارم که رقابت کردن الزاماً باعث از بین رفتن اخلاق میشود. بر عکس احساس میکنم باعث می شود که نویسنده توانایی های خودش را در برابر دیگر نویسندگان محک بزند و همینطور می تواند باعث ایجاد انگیزه و شکوفایی بیشتر بشود. بنابراین به نویسنده‌های جوان توصیه می‌کنم از محک خوردن کارشان هراسی نداشته باشند.


ارسال نظر