اسکار و بانوی صورتی پوش

راحمه یونسی

اسکار و بانوی صورتی پوش

نویسنده: امانوئل اشمیت، اریک (1387)

ترجمه محبوبه فهیم کلام

 تهران:دات

اسکار و بانوی صورتی پوش نوشته ی اریک امانوئل اشمیت موضوعی عرفانی-فلسفی را با قلم روان و کلامی ساده روایت می کند. کتاب حاضر زندگی پسر بچه ای ده ساله با نام اسکار که مبتلا به بیماری لاعلاجی است را تصویر کرده و به تجربه های اسکار با پرستار مهربانش مادام رز می پردازد. مادام رز، اسکار را به دنیای افسانه ها می برد تا  پسرک روز های آخر عمر خود را با آرامش بیشتر سپری کند و  از او می خواهد تا به خدا نامه بنویسد. این کتاب نیایش پسر بچه ای با خداست که شامل 12 نامه ی متفاوت می باشد.

بخشی از متن: "خدای عزیز؛

 امروز صد ساله شدم. مثل مامی رز. زیاد خوابیدم ولی حالم خوب بود. سعی کردم به پدر و مادرم توضیح دهم که زندگی یک هدیه مسخره ای است؛ اول زندگی به این هدیه ارزش زیادی می دهیم، تصور می کنیم می توانیم زندگی جاودانه ای داشته باشیم. سپس آن را کم ارزش می دانیم. به نظرمان زندگی گند و کوتاه می آید و حتی هدیه نیست بلکه یک امانت است. پس سعی می کنیم لیاقت زندگی را داشته باشیم. من که صد ساله ام می دانم از چه صحبت می کنم. آدم هرچه بیشتر پیر می شود قدر زندگی را بیشتر می داند. باید هنرمند دقیقی باشیم، هر آدم ابلهی می تواند در 10-20 سالگی از زندگی لذت ببرد ولی در 100 سالگی زمانی که انسان قادر به حرکت کردن نیست باید از هوش و ذکاوتش بهره بگیرد. نمی دانم آنها را خوب متقاعد کردم یا نه. به دیدن آنها برو. کارت را تمام کن. من کمی خسته ام.

 تا فردا می بوسمت

اسکار" 


ارسال نظر